4شنبه سوری 1394
گل دختر مامان؛ امسال 4شنبه سوری خونه ی باباحاجی و مامان جون بودیم.عمه جون و عمو جون و محدثه جون و همچنین آقا جون هم بودند.یه چیز جالب اینکه شما بر خلاف اینکه خیلی وقتا از چیزایی که ترس ندارن میترسی امااز این همه آتیش و سرو صدا نه تنها نترسیدی بلکه کلی ذوق کردی. بعداظهرش من بهت یاد دادم که به بابایی بگی برات ترقه بخره تو هم به بابایی زنگ زدی و بازبون شیرینی گفتی بلام تلقه بخل،بابایی کلی قربون صدقت رفت و برات ترقه خرید و شما اولین باری بود که خیلی قشنگ ترقه زدی .خیلی شب خوبی بود و حسابی خوش گذشت. اینجا هم مشغول خوردن سبزی پلو با ماهی هستی مامان جون دست درد نکنه خوشمزه بود عاشقتم ...
نویسنده :
مامان و بابا
10:33





